گنجینه شهداء

بسمه تعالی

زندگی نامه شهید رضایی زنگنه

شهید رضایی زنگنه در سال 1338 در خانواده ای مذهبی در کرمانشاه به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی در حالی که مشغول تحصیل بود در خواروبار فروشی پدرش به کار می پرداخت. وی پس از انقلاب خود را کاملاً وقف انقلاب نمود و توانست با حضور فعال در درگیریهای کردستان ضربات مهلکی بر پیکر ضد انقلاب وارد کند و هنگامی که به دستور هیئت به اصطلاح حسن نیت موقت نیروهای انقلاب و سپاه مجبور به ترک منطقه شدند او با دستور و با هدایت شهید محمد بروجردی به داخل تشکیلات ضد انقلاب نفوذ کرده و اطمینان سران حزب دمکرات کردستان عراق را جلب نموده و حتی تا جایی پیش رفت که هدایت یکی از مراکز عملیاتی (تیپ) حزب دمکرات را به عهده گرفت. حضور او در مرکزیت حزب باعث شد که سپاه اسلام به اطلاعات با ارزشی دست پیدا کند و ضربات مهلکی بر پیکر ضد انقلاب وارد نماید. ضد انقلاب بالاخره از نفوذی بودن او اطلاع پیدا میکند اما شهید زنگنه به سرعت از منطقه میگریزد و به نیروهای خودی میپیوندد اما به دلیل همراه داشتن کارتهای حزب مورد بی مهری شدید قرار گرفت که با حضور شهید بروجردی آزاد میگردد و فرماندهی عملیات مستقر در سقز را بر عهده میگیرد. وی با اطلاعاتی که از محل استقرار و نفرات دشمن خودفروخته داشت توانست ضربات قاطع دیگری را به ضد انقلاب وارد کند و تعداد زیادی از آنان را به هلاکت برساند همچنین به همراه شهید شیرودی و دیگر خلبانان هوانیروز حملات شدیدی را علیه ضد انقلاب سازمان داد و باعث هلاکت جمعی دیگر از آنان شد.

حزب دمکرات و سایر گروهکهای ضد انقلاب که از نفوذ شهید رضایی به درون تشکیلات خود و بازگشت وی به سپاه مطلع شده بودند برای او پیامهای زیادی ارسال کردند و خواستار بازگشت مجدد او شدند و به او وعده بهترین امکانات را در کشورهای دادن و وقتی از پیوستن او به خود ناامید شدند برای سرش جایزه تعیین کردند و برای هر کیلو  وزن بدنش مبلغ 20000 تومان (در سال 59) جمعا حدود 1200000تومان جایزه تعیین شده بود. اما با خواست خدای متعال او هر بار جان سالم به در می­برد.

شهید زنگنه بعد از پیوستن به سپاه اسلام نیز بارها به داخل تشکیلات ضد انقلاب نفوذ کرده و پس از کسب اخبار بسیار با ارزش هر بار سالم باز میگشت او حتی برای خانواده های محاصره شده توسط ضد انقلاب آذوقه تهیه می کرد و با وجود خطرات زیاد به آنها می رساند و این خانواده ها که از ارادتمندان نظام اسلامی بودند همواره از نهضت حمایت می کردند.

با شجاعت عجیبی که شهید داشت گویی مرگ از مقابلش فرار می کرد.همواره به مستمندان کمک می کرد و خودش تنها با ماهی 500 تومان زندگی میکرد.

ضد انقلاب که بارها طعم تلخ شکست را از او چشیده بودند تمام توان خود را برای ترور او به کار گرفتند و بالاخره در 28/7/59 مصادف با عید قربان شهید زنگنه به قربانگاه عشق رفت. او در حالی که در اتومبیل جهت دستگیری تعدادی از عناصر ضد انقلاب در حال حرکت بود در کمین نیروهای دشمن گرفتار شد و پس از جنگ و گریزی طولانی به وسیله عناصر تک تیرانداز دشمن مورد اصابت قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمدو ضد انقلاب پس از حصول اطمینان از شهادت وی شادمانه منطقه را ترک کردند.

 


بسمه تعالی

زندگی نامه شهید رضایی زنگنه

شهید رضایی زنگنه در سال 1338 در خانواده ای مذهبی در کرمانشاه به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی در حالی که مشغول تحصیل بود در خواروبار فروشی پدرش به کار می پرداخت. وی پس از انقلاب خود را کاملاً وقف انقلاب نمود و توانست با حضور فعال در درگیریهای کردستان ضربات مهلکی بر پیکر ضد انقلاب وارد کند و هنگامی که به دستور هیئت به اصطلاح حسن نیت موقت نیروهای انقلاب و سپاه مجبور به ترک منطقه شدند او با دستور و با هدایت شهید محمد بروجردی به داخل تشکیلات ضد انقلاب نفوذ کرده و اطمینان سران حزب دمکرات کردستان عراق را جلب نموده و حتی تا جایی پیش رفت که هدایت یکی از مراکز عملیاتی (تیپ) حزب دمکرات را به عهده گرفت. حضور او در مرکزیت حزب باعث شد که سپاه اسلام به اطلاعات با ارزشی دست پیدا کند و ضربات مهلکی بر پیکر ضد انقلاب وارد نماید. ضد انقلاب بالاخره از نفوذی بودن او اطلاع پیدا میکند اما شهید زنگنه به سرعت از منطقه میگریزد و به نیروهای خودی میپیوندد اما به دلیل همراه داشتن کارتهای حزب مورد بی مهری شدید قرار گرفت که با حضور شهید بروجردی آزاد میگردد و فرماندهی عملیات مستقر در سقز را بر عهده میگیرد. وی با اطلاعاتی که از محل استقرار و نفرات دشمن خودفروخته داشت توانست ضربات قاطع دیگری را به ضد انقلاب وارد کند و تعداد زیادی از آنان را به هلاکت برساند همچنین به همراه شهید شیرودی و دیگر خلبانان هوانیروز حملات شدیدی را علیه ضد انقلاب سازمان داد و باعث هلاکت جمعی دیگر از آنان شد.

حزب دمکرات و سایر گروهکهای ضد انقلاب که از نفوذ شهید رضایی به درون تشکیلات خود و بازگشت وی به سپاه مطلع شده بودند برای او پیامهای زیادی ارسال کردند و خواستار بازگشت مجدد او شدند و به او وعده بهترین امکانات را در کشورهای دادن و وقتی از پیوستن او به خود ناامید شدند برای سرش جایزه تعیین کردند و برای هر کیلو  وزن بدنش مبلغ 20000 تومان (در سال 59) جمعا حدود 1200000تومان جایزه تعیین شده بود. اما با خواست خدای متعال او هر بار جان سالم به در می­برد.

شهید زنگنه بعد از پیوستن به سپاه اسلام نیز بارها به داخل تشکیلات ضد انقلاب نفوذ کرده و پس از کسب اخبار بسیار با ارزش هر بار سالم باز میگشت او حتی برای خانواده های محاصره شده توسط ضد انقلاب آذوقه تهیه می کرد و با وجود خطرات زیاد به آنها می رساند و این خانواده ها که از ارادتمندان نظام اسلامی بودند همواره از نهضت حمایت می کردند.

با شجاعت عجیبی که شهید داشت گویی مرگ از مقابلش فرار می کرد.همواره به مستمندان کمک می کرد و خودش تنها با ماهی 500 تومان زندگی میکرد.

ضد انقلاب که بارها طعم تلخ شکست را از او چشیده بودند تمام توان خود را برای ترور او به کار گرفتند و بالاخره در 28/7/59 مصادف با عید قربان شهید زنگنه به قربانگاه عشق رفت. او در حالی که در اتومبیل جهت دستگیری تعدادی از عناصر ضد انقلاب در حال حرکت بود در کمین نیروهای دشمن گرفتار شد و پس از جنگ و گریزی طولانی به وسیله عناصر تک تیرانداز دشمن مورد اصابت قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمدو ضد انقلاب پس از حصول اطمینان از شهادت وی شادمانه منطقه را ترک کردند.