معرفی کتاب
نویسنده این کتاب تلاش کرده است از پروندههای محرمانهای که مملو از نقشههای ظریف و ناجوانمردانه برای نابودی انقلاب اسلامی ایران پرده بردارد. این روایت در بستر تاریخ و جغرافیای شهر تبریز رقم میخورد و در طی آن شما با سربازان وطن همراه خواهید بود. مبارزههایی که شکل میگیرد تا نه تنها وجبی از خاک کشور بلکه برگی از اسناد مهم هویتی نیز به دست دشمن نیفتد و از مرز خارج نشود.
برشی از کتاب
امیری گفت: یک کیف دستی است که باید امشب آن را به مراغه برسانی و در عوض چمدانی را تحویل بگیری و برگردی. حالا برویم به حزب، حکمی هم از کمیتهی مرکزی میآورند که در راه مزاحمتی برایت ایجاد نشود.
گفتم: راننده کیست؟
گفت: خودت.
گفتم: اگر مشکلی نیست، سید محمد را با خودم ببرم.
گفت: مگر قرار نشد او دیگر همراه تو نباشد؟ در این کار هیچکس نباید همراه تو باشد.
پس از رسیدن به حزب، تلفنی اسم و مشخصات مرا داد. حکم، یک اسحله کمری، پنج هزار تومان پول و یک سواری شورلت آوردند و تحویلم دادند. وقتی که کیف دستی را میداد، گفت: مواظب باش، پر از پول است. کسی را هم در راه سوار نکن. گفتم: بهتر نیست در کیف را مهر و موم کنید؟ گفت: لازم نیست. من بدون این که در کیف را باز کنم، آن را در صندوق عقب گذاشتم و حرکت کردم.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.