معرفی کتاب
پرستوی هدایت از نقش هدایتگری شهید بهروز (صادق) بابایی در ارشاد و هدایت بسیاری از فریب خوردگان گروهکهای منافقین و فرقان سخن میگوید. صادق با روح بلند و ایمان راسخ خود با توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار زمینه بازگشت بسیاری از فریب خوردگان گروهکهای ضد انقلاب را فراهم کرد و بسیاری از افراد مشهور به توابین بازگشت خود به دامان اسام ناب محمدی و انقلاب اسامی را مدیون منش و روح خودساخته صادق بابایی میدانند. صادق گمنامانه به خدمت پرداخت و درحین ماموریتی به همراه خانوادهاش در طی سانحه رانندگی به فیض عظیم شهادت نایل شد. در این کتاب نقش شهید صادق بابایی و بسیاری از شهدا و تلاشگرانی که در بازگرداندن افرادی که در دام ضدانقلابیون گرفتار شده بودند نشان داده میشود.
برشی از کتاب
فرشاد ماهها بود که صادق را ندیده بود. تا اینکه از طریق رابط کاراموز توانست با صادق قرار بگذارد. صبح یک روز سرد زمستانی، صادق فرشاد را با خود همراه کرد. صادق خودروی پدر را برداشت و به همراه اکبر براتی پور و فرشاد به سوی جاده گرمسار حرکت کردند.
در منطقهای که هیچ ترددی در بین نبود، توقف کردند. از خودرو پیاده شدند. به پای کوه رفتند. صادق در مقابل چشمان فرشاد، انواع و اقسام فیتیلههای انفجاری را مورد آزمایش قرار داد و دقایقی بعد صدای انفجارات پیاپی در فضای کوهستان طنین انداخت. خاک و دود حاصل از انفجار مواد منفجره، فضای منطقه را تیره و تار کرد.
آن روز به آزمایش پیاپی و انفجارات گوناگون مواد منفجره سپری شد.
صادق در بازگشت از دشت، رو به فرشاد کرد گفت: حالا فهمیدی، من برای چی این یک سال رو زندگی مجردی اختیار کردم؟
فرشاد گفت: آره، ولی خیلی سخته آدم از خانواده و دوستانش دور باشه و از اون طرف، همهاش نگران باشه که دستگیر نشه.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.