معرفی کتاب
یک عمر غریبی یک عمر بی نشانی روایتی جذاب از شجاعت مردی از خطه خوزستان است به نام عبدالزهرا مجد عبدی که با ایمان و تقوای خود ماموریت های خطیری را به انجام رساند. داستان زندگی مجد عبدی سراسر هیجان و شور است و عبدالزهرا با روحیه و قدرت ایمان خود خطر را به جان میخرید و با توجه به تسلط به زبان و لهجه عربی به داخل عراق برای جمع آوری اطلاعات نفوذ میکرد و اطلاعات دقیقی را از دل خاک دشمن به دست میآورد و در اختیار فرماندهان خود در سپاه قرار میداد. با خیانت یکی از همراهان عراقیاش عبدالزهرا در عراق لو رفت و توسط حزب بعث دستگیر شد. سالها از شهادت عبدالزهرا اطلاعات دقیقی موجود نبود و پس از چند سال شهادت وی محرز گردید. اما پیکری از این سرباز گمنام و رشید امام خمینی به میهن بازنگشت.
برشی از کتاب
اما عبدالزهرا یک قرار هم با امام رضا(ع) داشت. هر وقت از عملیات برون مرزی برمیگشت، اولین کاری که میکرد ساکش را برمیداشت و میرفت به سمت مشهد مقدس و به پابوسی امام رضا(ع).
اگر در جبهه غرب بودیم به زیارت امام رضا(ع) میرفت و بعد به سراغ خانوادهاش می رفت. گویا او یک قرار پنهانی با امام رضا(ع) داشت و البته هربار یکی دوتا از برادران مجاهد عراقی را هم به مشهد میبرد. اما هیچ وقت نفهمیدیم چه رازی بین او و امام رضا(ع)ست.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.