معرفی کتاب
سیروان یک نام کُردی است؟ بله! اما بعد از خواندن این کتاب، برای شما میشود یک مسیر. مسیری که هر کسی نمیتواند تصمیم بگیرد و راهپیمایش باشد.
در سیروان، شما با یک داستان امنیتی مواجه خواهید بود.
محمد ستاری وفایی گویا تلاش کرده مخاطبش را در یک تعقیب و گریز پر از هیجان فیزیکی، با تردید و شک اعتقادی همراه کند. تا در نهایت با یقین دریابد که خداوند ولی و سرپرست مومنان است و آنها را از ظلمات به سمت نور هدایت میکند.
برشی از کتاب
با لحنی خنثی، بدون اینکه بخواهد مرا بترساند یا حتی امیدوار کند، شروع کرد به حرف زدن؛ یک نفس و قاطع.
-اسلحه در اختیار ماست با اثر انگشت شما. یک اسلحه که دو روز قبل زنی به اسم (لیلا) با آن به قتل رسیده است. همراه آن فایل تصویری از وزود و خروج شما به منزل او هست؛ درست در زمان کشته شدنش. ظاهراً پروندهای است بیعیب و نقص از قتلی با نقشه و تصمیم قبلی. در این صورت برای پلیس جای هیچ ابهامی باقی نخواهد ماند. اتهام شما قتل عمد است و حکم آن مشخص. البته صورت دیگری هم وجود دارد؛ این مدارک بهدست سازمانی بیفتد که لیلا برای آنها کار میکرده و از قضا مهرۀ با ارزشی هم بوده است. باز هم وضعیت شما مطلوب نخواهد بود.
حتی اگر در زندان گوانتانامو یا آمریکا باشید، شما را پیدا میکنند و با روش خودشان انتقام عضو مهمشان را میگیرند.
از شدت ناراحتی صدایم درنمیآمد. به زحمت نفس میکشیدم. بالاخره با صدایی بریده و آرام پرسیدم:«چرا با من چنین کاری میکنید؟ شما که میدانید من بیگناهم!»
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.