معرفی کتاب
این کتاب، حکایت مردی بیادعا به نام شهید ناصر محمدی است. این اثر که به قلم هنگامه امیرپور به رشته تحریر درآمده، شرح ثانیهها و روزهای پرالتهاب انقلاب و حضور شهید محمدی در قامت یک انقلابی تمام عیار، در عرصه دفاع است. این خاطره نگاشت فراز و نشیب زندگی یکی از مردان خاکستری است، مردانی که اقتدار و امنیت امروزمان مدیون جوانمردی آنان است.
برشی از کتاب
کردستان شده بود عروس هزار رنگی که خودش را به هر شکلی نشان میداد. هرطرفش گروه و فرقهای ادعای سهم خواهی از انقلاب داشت.
از حزب کوموله تا حزب دموکرات تا گروه اشرف دهقان و زرگاری و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و ……….
چه دالان تودرتویی شده بود این استان صبور. از طرفی هم گروههای مردمی خودجوش کرد که خود را گروه ضربتی میخواندند از هر گوشه و کناری آنها را سرکوب میکردند.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.